تبليغاتX
...:حمایت از سوره:...
 

پست وبلاگ پلخمون را ببینید.

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:30 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

آقای قزوه هم تحویل گرفته اند این وبلاگ را و ذیل این پست کامنتی گذاشته اند به این شکل:

سوره ، سوره ی شهید آوینی ست و هیچ کس نمی تواند آن را تعطیل کند. سوره تعطیل نمیشود. وحید جلیلی برایمان همانقدر عزیز و دوست داشتنی ست که آوینی شهید. مشکلات کوچک حل میشود. آقای بنیانیان هم آدم بی منطقی نیست و اگر نیاز به وساطت و صحبت های امثال من دارد در خدمتیم اما آن قدر عقل مان می رسد که درود بر فلان و مرگ بر فلان نگوییم. سوره تعطیل نمی شود. سوره در حوزه میماند و امثال وحید جلیلی ها هم در حوزه خواهند ماند.

ان شاءالله که اینطور باشد!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 10:21 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

اینجا را ببینید!

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:41 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

بسمه تعالي

استواری پایه های اسلام ناب محمدی را چگونه می توان تصور کرد با وجود موریانه هایی که بر گِرد آن خانه بنا کرده اند و پرچمدارِ طرفداری از اسلامی شده اند که آرامششان را بر هم نزند و چرتشان را پاره نکند.
«سوره» باید تعطیل می شد چرا که پرچمدار مبارزه با اسلام تکلیف زدا و خاموش پرور بود. چرا که در شیپور عدالتخواهی دمیده بود و خفتگان را بیدار می کرد و حق طلبان را به میدان مبارزه با خوارج زمان فرا می خواند و این بیدارسازی برای عده ای گران تمام می شد. «سوره» آیات شیطانی نداشت والا تعطیل نمیشد. سوره می توانست عزیز همه باشد. می توانست نازنین باشد ولی باید دست از صحیفه ی امام(ره) بر می داشت. باید می پذیرفت که سخنان امام(ره) در صحیفه فقط به درد صفحه ی اول کتابهای درسی می خورد.

باید امام را فراموش می کرد و همچنین کلام او را که می گفت:«هنری زیبا و پاک است که نابود کننده ی اسلام آمریکایی باشد.»
باید قرآن را از یاد می برد، باید نام آوینی و هنر متعهد را بر زبان نمی آورد. باید به کوفیان می پیوست و علی زمان را در میدا کار زار تنها می گذاشت. نباید سنگ اسلام ناب محمّدی را به سینه می زد و برای پیاده کردن آن حرفی از نهج البلاغه به میان می آورد. باید اسلام آمریکایی قانعش میکرد.
باید با آرمانگرایی و پرسشگری خداحافظی می¬کرد و عَلَم قیام در مقابل انحرافات را بر زمین می گذاشت و اعتقاد پیدا می کرد که جنگ تمام شده است. مطمئنا چنین سوره ای هیچگاه به تندروی و غیر علمی بودن محکوم نمی شد و هیچگاه جناب آقای بنیانیان و سازمان متبوعشان (سازمان تبلیغات اسلامی که روزگاری در کار تجارت سیگار بود!!!) چنین سوره ای را به سوء استفاده از مقدسات متهم نمی کردند.
شاید نقد علمی از منظر آقایان نقدی است که زراندوزان حیله گر، قدرتمندان بازیگر و مقدس نمایان بی هنر را نرنجاند. اگر نقد علمی این است، سوره باید تعطیل و کلام رهبری باید حذف می شد. چرا که بیان عدم ساده زیستی و تجمّل گرایی مسئولین به زعم خیلی از آقایان نقد غیر علمی و سوء استفاده از مقدسات است.
و امّا حرف آخر؛
آقایان!
سوره شهید شد و شهید زنده¬است.
والسلام علی من اتبع الهدی

بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور سبزوار

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:39 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

بدون شرح!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 13:49 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

مگر نمی­دانید که بچه­های تحریریه چهارم سوره آدمهای خطرناکی هستند و نمی­­شود از آنها استفاده ابزاری کرد؟ سوره­ای­ها همان­طوری که فریب امثال مهاجرانی را نمی­خورند و دوستی ظاهری­اش را باور نمی­کنند، دوستی سیاسی­کارانه کیهانی­ را که همچون بسیاری رقبای دوم خردادیش در برابر برخورد سیاسی با تحریریه چهارم سوره سکوت کرد و فقط وقتی احساس کرد می­تواند موضوع را مصادره به مطلوب کند به میدان آمد؛ به رسمیت نمی­شناسند و به او برمی­­گردانند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 20:11 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

پست وبلاگ آقای خامنه ای سلام درباره توقیف سوره...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:6 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

اسناد توقیف سوره را اینجا ببینید...

http://www.soureh.mihanblog.com

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:51 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

از: زهرمار

 

دوست ندارم طبق عادت مرسوم در اين مواقع داد و بيداد يا تظلم كنم يا با نوشتن يك دل نوشته نوستالژيك و اشكي ازدر وديوار و ميز و صندلي و استكان و نعلبكي دفترسوره بنويسم

 فكر مي كنم سوره كاري را كه بايد مي كرد، انجام داده،

 چرا؟

 چون حالا ديگرمسئول كتابخانه كوچك مسجد روستايي دورافتاده در لردگان چهارمحال و بختياري را جزيي از جبهه فرهنگي انقلاب مي دانيم، همانطور كه عليرضا كمري و رضا اميرخاني و ابراهيم فياض را و محمد دبوق لبناني را

 چون حالا كم كم مي فهميم شعرهاي معلم و قزوه و مودب مي تواند در عالم واقعيت به عمل نزديك شود

 و ازهمه مهم تر چون حالا ما همديگر را پيدا كرديم.

 اين باري بود كه سوره از زمين برداشت و حالا در راه رسيدن به مقصد است.

 تا ببينيم در سوره هاي چاپ شدني بعد كسي هست كه ربط فكه را با بشاگرد پيدا كند.

  كسي هست كه كوچه پس كوچه هاي چهارراه ولي عصرتهران را كه به ضاحيه بيروت ميرسد بلد باشد؟

 اگر باشد خوشحال مي شويم. تازه كمكش هم مي كنيم...  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:22 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

پیاده آمده بودم

و این بار چقدر دیر!

نمی شد فکرش را کرد

یعنی آن کوچه های بی رمق ظهرهای جمعه

یعنی خیابان حافظ

یعنی زیر پل

یعنی آن خیابان که نام یکی از شهرهای شمالی است

یعنی رشت

آن واحد کوچک

نمی دانم

پیاده آمده بودم

انگار آن اتاقک کوچک

همه دنیا بود

در برابر آن ساختمان فقط زیبای تقاطع سمیه

که فقط دنیا است

این مکان ها

همیشه تعطیل شدنی است

بهار نزدیک است

شکوفه بزن

سوره بلند قلب های همیشه پیاده

چرا پیاده ؟

این بار سواره ایم

سوار بر تندر همیشه تاریخ

این سرنوشت همه ماست

سرنوشت همه آنانی که

پیاده آمده بودند

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:21 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

جناب آقای دکتر بنیانیان!

سلام

اهالی هنر و قلم کمابیش در جریان توقیف سوره هستند. عملی که به حضرتعالی منسوب است. احتمالاً علاقمندان سوره هم تاکنون بی­تفاوت ننشسته و اقداماتی ولو محدود انجام داده­اند. در مطبوعات اعلام کردید که نمی­خواهید مسأله مطبوعاتی شود.  شواهدی که پیرامون این قضایا مطرح است، ذهن را به این سمت می­برد که این­بار استثنائاً جنابعالی در موقعیتی شکننده قرار دارید و چنین به نظر می­رسد که از مواضع خود کوتاه خواهید آمد، تصمیم تعطیلی سوره دور از زیرکی به نظر می­آید  و از شما که با رسوم مدیریت آشنایید بعید است.شما باید بهتر بدانید که در این روزگار حذف رقیب اساساً ممکن نیست. مدیر موفق رقیب و حریف را حذف نمی­کند، بلکه همت خود را به کنترل رقیب و مهار بحران می­گمارد. از چنین مدیری دور از انتظار است که حتی تحمل یک نشریه منتقد را نداشته باشد و اولین اقدام اصلاحی­اش توقیف آن نشریه باشد. اما شما این کار را انجام دادید!! بدون توجه به آن که با این عمل چه خاطره­ای از خود در ذهن اهالی فرهنگ و هنر برجا می­گذارید.

برای خیلی­ها در آینده این جمله اولین تعریفی است که از بنیانیان به ذهن می­رسد: "همون که سوره رو بست". اما باز شما خود بهتر می­دانید که این سوره نیز (درست مثل سوره آوینی، بدون آنکه قصد قیاس این دو را با هم داشته باشیم، که این قیاس قیاسی است مع­الفارق) تنها و تنها مجله­ای و دفتری و دستکی نیست که بسته شود و الفاتحه؛ سوره در ذهن و دل نویسندگان و مخاطبان آن است. گیرم که دستور به توقیف همیشگی سوره دادید، با این نویسندگان و مخاطبان چه خواهید کرد؟

اگر مابه عنوان شاهد بی­طرف به قضیه نگاه کنیم، واهد نشان می­دهد که عملکرد شما این دعوای خانگی را به کوچه و بازار کشانده است. و متأسفانه اولین نصیب جنابعالی از این دعوا این است که همه اعضای خانواده حوزه هنری با شما موافق نیستند. و بدتر اینکه این گروه مخالف اتفاقاً جمعی از برگزیدگان برنامه­ها و جشنواره­ها و مسابقات خود حوزه­هنری هستند. به تعبیر دیگر فکر مخالف از بیرون به این خانواده تزریق نشده است. شما در جریان این دعوا مخالفانی پیدا کرده­اید که در حصار همین چهاردیواریِ تازه­سازو نیمه­کاره بی­محابا اعلام موجودیت کرده­اند، و البته برخی هم که سکوت کرده­اند از این روست که نان و نام­شان در گرو حوزه است.

حال سؤال این است که شما در برابر این صداهای مخالف چه خواهید کرد؟ لااقل سه واکنش از سوی جنابعالی متصور است:

یکی اینکه موضع­گیری کنید، که در این صورت دوستان شما از شما روگردان شده و عده­ای که شما نیز در باطن آنها را قبول ندارید شادمان خواهند شد و به شما امید خواهند بست. و به­تبع دفع نیروهای خودی، برای شما که به طور جد دغدغه جذب دارید، سنگین خواهد بود.

دیگر اینکه صبر پیشه کنید و لبخند بزنیدتا بگذرد، که این روش نیز چاره­ساز نیست و مشکل حل نشده باقی می­ماند.

و دست­آخر اینکه عزم کنید که از تصمیمتان منصرف شوید ودوستان واقعی خود را در کنارتان نگه­دارید.

دوستان واقعی که اکنون مغضوب شما هستند، گروهی که شاید در حال حاضر جایگاهی مهم در تصمیم­گیری­های کلان جامعه نداشته باشند، اما بی­شک هنرمندان، متفکران، و مدیران فردای فرهنگ این مملکت هستند. جنابعالی بی­محابا آنها را متهم به قلب واقعیت و سوءاستفاده از مقدسات  می­کنید، اما مقبولیت­تان در میان مخاطبان مطبوعات (که هیزم­کشان این دعوا شده­اند) تا آن اندازه نیست که بیانات­تان را حجت تلقی کنند و بر درستی آن صحه گذارند. و این ضرری است که از این دعوا نصیب شما و مجموعه حوزه هنری خواهد شد و ادامه آن آبی در آسیاب دیگران.

جناب آقای بنیانیان!

هرگز نمی­خواهیم به این احتمال فکر کنیم که شما برای حفظ موقعیت خود تصمیم به توقیف سوره گرفته­اید، اما بد نیست بدانید که این احتمال هم­اکنون در ذهن بسیاری از اعضای خانواده حوزه مطرح است. تمام حرف ما این است که تا کار از کار نگذشته به این حرف و حدیث­ها پایان دهید و نگذارید این تصویر از شما در ذهن دوستان و دشمنان حک شود، که این بدترین پایان برای این ماجراست.

 

از: زهرمار

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:20 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

بالاخره زنگ زد.همین دیشب تماس گرفت. کلی گلایه و شکایت از این که اینها احترام نگه نمی دارند. اینها که دم از امام می زنند. اینها که عدالت برایشان مهم است. اینها که اخلاقیات می فهمند. چرا این همه بی شخصیت هستند؟ ببین چه هجمه ای به راه انداخته اند. برای من شعر می گویند. حالا خبرگزاری فارس هم شده کاسه داغ تر از آش. نمی فهمد چه می کند. تنمی داند با کی درافتاده است. حالی اشان می کنم.

تازه فرصت کردم بگویم سلام، چه عجب حاجی از این طرف ها. بالاخره یاد ما افتادید.

گفت: دیگر با کسی نمانده درد دل نکنم. مگر جرم مرتکب شده ام. یک مدیر مسوول حق ندارد سردبیرش را عوض کند؟ آقا نمی خواهم باید به چه کسی بگویم؟

خلاصه تا جایی که جا داشت گله کرد و حرف زد و گاهی هم ناسزایی به مراتب فصل، متذکر شد. البته بعد از همه اش یک استغفر الله هم گوشه زبانش می آورد.

گفتم: حاجی تو می فهمی که چه کار داری می کنی؟ اصلا با کی درافتاده ای؟ با خودت؟ با آرمانت؟ با انقلابت؟ با چه کسی درافتاده ای؟ گفت: با نگاه جمود و متحجرانه یک عده آدم نفهم. یک عده از خودراضی که تنها خودشان را می بینند و به دیگران کاری ندارند. کسانی که مراعات هیچ کس و هیچ چیز را نمی کنند. دیروز هم که عواملشان را فرستادند دانشگاه تا سخنرانی را به هم بزنند و مثلا آبروی مرا بریزند. من هم بهترین برخورد را کردم.

همین طور جلو می رفت. نمی توانستم میان صحبتش قطع کنم و حرف بزنم. با آن لهجه اصفهانی چنان سرعتی گرفته بود که حتی میان حرف زدن هایش نفس هم نمی کشید.

گفتم: عجب سخنران دلیر و توانایی هستی. یکسره فک می زنی و نفس هم نمی کشی. ولی حیف که فقط حرف می زنی.

کمی سکوت کرد و بعد گفت منظورت چیست؟

گفتم: تو می دانی چه کرده ای؟ یعنی آن قدر فشار از جانب این کوتاه قدان روی تو بود که مجبور به انجام این کار شدی یا واقعا خودت به این جمع بندی رسیدی؟

گفت: ببین این حرف ها را رها کن. می خواهم راه بیندازم از اول. می خواهم چنان کنم که دهان همه این پرروهای وقیح(مجبورم بیاورم) را ببندم. دوباره دوره جدید. شماره اول. هستی؟

سرم چرخید. گوش هایم داغ شد. یک لحظه گوشی تلفن آن قدر بزرگ شد که می خواست مرا ببلعد. دیگر نفهمیدم دارم چه می گویم. کنترل از دستم خارج شده بود. فقط همسرم که نمی دانست چه اتفاقی افتاده بعد به من گفت: هر چه هم مزاحم تلفنی آدم را اذیت کند درست نیست که این طوری با او حرف بزنی.

فقط این مناظره را به یاد دارم که گفتم: بدبخت با این اوضاع کتملا پنچر می شوی؟ اصلا همین بچه ها به راحتی پنچرت می کنند.

گفت: خر کی باشند؟

گفتم: خر هر که هستند مثل تو خر صندلی دو روزه ای که زالوهایی مثل تو را به خود دیده است نیستند.

از آن طرف فقط صدای بوق شنیده می شد.

حالا خوب است که من کارمندت نیستم. خوب است که از آنجا بیرون آمدم و گرنه جنازه مرا بر سر در تقاطع خیابان سمیه هر روز می دید. شاید هم برای عبرت دوستان باید از ابتدای خیابان رشت آویزان شوم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:18 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

مغازه موتورسازی...

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 13:19 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی:

"طلاب بسيجي مدرسه علميه معصوميه قم" در نامه سرگشاده‌اي خطاب به رييس سازمان تبليغات اسلامي، به تعطيلي(توقيف) مجله سوره اعتراض كرد.

براساس نمابري كه اين نهاد دوشنبه شب براي خبرگزاري جمهوري اسلامي ارسال كرد طلاب ياد شده كه مجله سوره را "نماد هنر انقلابي و اسلامي" و از تاثيرگذارترين نشريه‌هاي فرهنگي كشور" توصيف كرده، توقيف آن را" با چند توجيه سطحي و بسادگي و بدون توجه به نظر بسياري از اهالي فرهنگ و هنر متعهد و مخاطبان فرهيخته اين نشريه" دانسته است.

اين اعتراض نامه بااشاره به اينكه سوره " هنر آرمان گرا" را پي مي‌گرفت و مروج هنر طرفدار محرومين بود، گفته است كه اين رويكرد مستلزم وارد شدن در مصاديق فرهنگ و هنر و نقد عملكرد نهادهاي فرهنگي چون صدا و سيما، سازمان تبليغات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و... بوده است.

دراين نامه تاكيد شده كه طبيعي است كه اين انتقاد و پيشنهادها، خوشايند برخي مديران فرهنگي كشور قرار نگيرد و عليه آن موضع بگيرند و در نهايت توسط مسوول حوزه هنري به جرم انتقادات مطروحه‌اش و همچنين به دليل غير علمي بودن تعطيل شود.

طلاب يادشده با انتقاد از رييس حوزه هنري و تاكيد براينكه"سوره" را از دو جنبه علمي و درست بودن نقد علمي‌اش، برترين و قوي‌ترين نشريه موجود در بين نشريات كشورمي دانيم، گفته‌اند كه هر چند با توقيف سوره فرصت بسيار مغتنمي ازمخاطبان و علاقه‌مندان به سوره سلب شد اما مسلما پيگيري آرمانهاي سوره نه تنهاباتوقيف يك مجله كاغذي متوقف نخواهد شد بلكه چه بسا با ايجاد فرصتهاوبسترهاي جديد رشد،تعالي و رونق بيشتري درعرصه‌هاي تازه خواهد يافت.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:21 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

به نقل از خبرگزاری مهر و خبرگزاری جمهوری اسلامی:

طی حکمی از سوی حسن بنیانیان رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، اعضای شورای راهبردی ماهنامه سوره مشخص شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر بنا بر اعلام واحد خبر حوزه هنری ، علی معلم دامغانی، حجت الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا، محمد تقی سبحانی و محسن مومنی با حکم رییس حوزه هنری به عضویت شورای راهبردی ماهنامه سوره درآمدند.

شماره‌های آتی ماهنامه سوره از این پس، زیر نظر این شورا که مسؤولیت دبیرخانه آن را مدیر انتشارات سوره مهر برعهده دارد منتشر می‌شود.

حسن بنیانیان در این حکم تصریح کرده است: مهم ترین رسالت حوزه هنری، تولید آثار هنری متعهد به ارزش‌های اسلامی است و طبیعی است که تولید آثار موثر و فاخر، محصول شناخت دقیق مباحث و مسایل دینی از یک سو و تخصص و تجربه و آگاهی کامل از شاخه‌های مختلف هنری از سوی دیگر است.

به نوشته وی، حوزه هنری در طول سال‌ها فعالیت در این عرصه، مجموعه‌ای جامع از تجارب ارزشمند و نیروهای توانمند گرد آورده است که عمر خود را صرف پایه‌گذاری، رشد و نوسازی گونه‌هایی از تولیدات هنری کرده‌اند که به بروز و تجلی تلقی‌هایی نوگرایانه از کاربرد هنر در عرصه دین منجر شده است.

رییس حوزه هنری با اشاره به این نکته که "حضور متفکران فرهنگ وهنر متعهد به ارزش‌های دینی، همواره در تولید اندیشه و هنر اسلامی شایان ستودن بوده است" از اعضای شورای راهبردی ماهنامه سوره خواست این مسیر راهمچون گذشته، با طرح مسایل نظری و فحص در حوزه‌های معرفتی - خصوصا در بخش نشریات و کتب حوزه هنری - بسط  و ادامه دهند.

بنیانیان ماهنامه سوره را یادگار بی بدیل شهید سید مرتضی آوینی - از طلایه داران نظریه‌پردازی هنری دینی - دانسته و اظهار امیدواری کرده است که این نشریه همچون دوره‌های آغازین انتشار، نقشی به سزا در طرح مباحث عمیق ومستدل هنر دینی و نقد گرایش‌ها و جریانات هنری و پرورش نیروهای کارآمد فکری برای آینده نظام داشته باشد.

بنیانیان، در پایان این حکم محمد حمزه زاده، مدیرعامل انتشارات سوره مهر، را به سمت دبیری شورای راهبردی ماهنامه سوره منصوب کرده است.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:17 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

جواد شمقدری:

عملکرد بنیانیان عجیب بود! حتمن پیگیری می کنیم.

........

اخبار موثق نشان از آن دارد که مشاور هنری رئیس جمهور پس از اطلاع از تعطیلی محیر العقول سوره آوینی تین اقدام بنیانیان را عجیب دانست.

آگاهان خبر می دهند . دولت نهم نسبت به خاموشی و بنیانیان موضعی منفی داشته و آنها را منادیان دین رفاه طلب می داند.

به زودی شاهد نامه های سرگشاده به مقامات خواهیم بود.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:53 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی!

تاملی در تنگه احد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی

 

از كمترين چيزهايي كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامي مي­توان ادعا كرد اين است كه يك " فرهنگ انقلابي" است.

 

******

 شاخص­هاي فرهنگ انقلابي چيست؟

و مديريت بخش­هاي مختلف فرهنگي كشور چقدر تجليگاه اين شاخص­ها هستند؟ و اگر نيستند، چرا و چگونه مديريت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته­اند؟

 

*****

 آيا اراده و منافع عناصر يا جريان­هايي اقتضا مي­كند كه فرهنگ انقلاب از فرهنگ انقلابي فاصله بگيرد و اين تركيبِ وصفي به يك تركيب "اضافي"! تبديل شود؟

 

******

 همه دوستاني كه در يكي دو دهه گذشته از توفيق اجباري همصحبتي با مديران يقه­سفيد عرصه فرهنگ در جمهوري اسلامي برخوردار بوده­اند با كلماتي نظير كار علمي، كار كارشناسي، برنامه­ريزي استراتژيك، چشم­انداز، پرهيز از شعارزدگي و ... آشنايند و البته نتايج درخشان اين ادبيات و گفتمان رايج در مديريت­هاي ريز و درشت فرهنگي را نيز بالعيان به نظاره نشسته­اند.

 روزي در محضر يكي از همين مديران معظم كه فصل مشبعي در لزوم طرد افراطي­ها، كار كارشناسي و علمي و ترويج مباحث تئوريك داد سخن داده بود عرضه داشتم براي آنكه بدانيد ما نيز اهل تاملات دقيق فلسفي و نازك­انديشي­هاي ظريف نظري هستيم پرسشي پيش مي­نهم تا به عنوان يك چالش تئوريك بنياني مورد توجه قرار گيرد:

 " آيا مديران پرشياسوار جردن­نشين مايل يا قادر به تحقق اهداف انقلاب مستضعفان و آرمان­هاي اسلام پابرهنگان هستند؟" آيا چنين پرسشي يك سوال تئوريك است يا يك شعار افراطي؟

******                                                            

تناقض در اينجاست كه اين دوستان با همين شعارهاي افراطي و غيرعلمي و غيركارشناسي و صدها هزار خوني كه به پايش ريخته شده است روي كار آمده­ و مناصب خدمت را به چنگ و دندان گرفته­اند و حالا يادشان افتاده كه چقدر عباراتي مثل "اسلام پابرهنگان" و "گرسنگان مغضوب قدرت و پول" افراطي، شعاري، غيرعلمي، غيركارشناسي، سطحي و ... است.

اين مديرانِ سوار بر اتومبيل­هاي آخرين مدل در خيابان­هاي جمهوري اسلامي و در حاليكه گرسنگان پاپتي انگشت به دهان، برهنگي­شان را از بديهي­ترين ارزش­هاي مديريتي انقلاب اسلامي و اسلام انقلابي نظاره مي­كنند از اين جلسه به آن جلسه مي­روند و از لزوم كار عمقي، مقابله با افراطي­گري، برنامه­ريزي استراتژيك و ... داد سخن مي­دهند.

بايد سالها و سالها با اين جماعت دمخور بوده باشيد تا پس از بارها و بارها دور خوردن، شگردهايشان را در مهار فرهنگ انقلابيِ انقلاب اسلامي و تبديل انرژي متراكم در پيام آرماني انقلاب به سوخت اسب­هاي بي­بخار عالم سياست و قدرت دريابيد.

 

******           

وقتي كه پاي صحبت اين حضرات مي­نشيني با آنچنان ظرافت زمختي محتواي انقلاب را از پوستش جدا مي­كنند و آنچنان تفسير روزآمد، مدرن، خوش­قيافه و دلچسبي از انقلابي بودن ارائه مي­كنند كه دست آخر انقلابي بودن بر هر چيزي دلالت مي­كند جز انقلابي بودن!

 

****** 

 از نگاه اينان نه جنگ فقر و غنايي وجود دارد نه امام خمينيِ منادي اسلام پابرهنگان، نه انقلاب اسلاميِ حاصلِ فداكاري مستضعفان و نه نظام جمهوري اسلامي عهده­دار رفع اختلاف طبقاتي و مبارزه با سرمايه­داري و تكاثر است.

و تا دلتان بخواهد براي آنكه ادبيات خشن، غيرعلمي، شعاري و افراطي امام خميني كه به بهترين وجه در پيام ايشان به هنرمندان(31/6/67) جلوه كرده است تلطيف و تعديل شود " كلمه­ها و تركيب­هاي" تازه ابداع كرده­اند:

 انقلاب اسلامي پاسخي است به مدرنيته و جمهوري اسلامي، نظامي است برآمده از آزادي­خواهي يا معنويت­جويي و امام خميني(ره) يكي از نخبگان و فرهيختگان تفكر شيعي است كه مهم­ترين شاخصه­اش مبارزه با استبداد يا غربزدگي بوده است. او هم كسي است در رديف بزرگواراني همچون مرحوم علامه طباطبايي يا ميرزاي نائيني يا نراقي يا ... .

 

******

در نگاه اينان حرف­هاي پنجاه و هفتي نشانه ارتجاع، كهنگي، به روز نبودن، شعارزدگي، افراطي­گري، بي­تجربگي و ... است و در همان حال حرف­هاي پنجاه و ششي نشانه پختگي، اعتدال، معقوليت، كارشناسي و ... .

مهم­ترين خاطره­اي كه از انقلاب اسلامي دارند جابه­جايي قدرت است و سوار شدن بر اسب مراد.

 

******

از كمترين چيزهايي كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامي مي­توان گفت اين است كه يك فرهنگ انقلابي است. شاخص­هاي فرهنگ انقلابي چيست؟ و مديريت­هاي بخش­هاي مختلف فرهنگي كشور چقدر تجليگاه اين شاخص­ها هستند؟

 

******

در نگاه اينان، انقلاب را بايد با قيافه حق­به­جانب و با انواع شگردهاي مديريتي و فلسفي و ... طوري تفسير كرد كه كوچك­ترين روزنه­اي براي تفسير انقلابي فرهنگ باقي نماند. در نگاه اين حضرات، مديريت فرهنگي يعني "پهلبد به اضافه ته­ريش".

******

 استراتژي دقيق اين مديران در مواجهه با نيروهاي فرهنگي انقلاب( كه همان نيروهاي انقلابي فرهنگ هستند) استراتژي خوف و رجاء يا كج­دار و مريز است.

برطبق اين راهبرد، نيروهاي انقلاب را بايد بين شب و روز نگاه داشت. نه آن قدر قدرت بيابند و اميدوار شوند كه بتوانند مستقلاً و بدون اتكا  يا اجازه از باندهاي سياسي و اصحاب قدرت تاثيري معتنابه بر توده­ها بگذارند و نه آن قدر نااميد و خسته شوند كه افسار پاره كنند و بر زمره زور و تزوير بشورند.

 

******

قيف مديريت فرهنگي در جمهوري اسلامي كه گردان­ها  را به گروهان و گروهان­ها را به دسته و دسته­ها را به نفر تبديل مي­كند( ديالوگ دردمندانه حاج كاظم را يادتان هست؟) در طي ساليان به فرمول­هاي پيچيده و گاه ساده­اي دست يافته است كه با آن آهن را هم خرد مي­كند؛ همان آهني كه " فيه باس شديد و منافع للناس" است و ادامه " ليقوم الناس بالقسط" .

اين مديريت در جست و جوي نوعي انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي است و اين تناقضي است كه دستگاه­هاي فرهنگي جمهوري اسلامي را به خود دچار كرده و هر روز فرصت­ها و منابع بيشتري را ضايع مي­كند.

فرهنگ انقلابي هم­هدف و هم­مسير انقلاب فرهنگي است و با انكار و طرد و لعن آن به زبان­هاي مختلف اتفاقي بيش از آنچه تاكنون روي داده رخ نخواهد نمود.

******

 فرهنگ انقلابي بر خلاف تصويرهاي دروغين و تفسيرهاي سترون­گري كه از آن ارائه مي­شود تا منافع اهالي قدرت را تضمين و تامين كند بسيار لطيف­تر، مهربانه­تر، معقول­تر، معتدل­تر، معنوي­تر، آسماني­تر و زميني­تر از همه ورژن­هاي فرهنگ قلابي ماهيگيراني است كه بر ساحل سياست خزف قدرت صيد مي­كنند.

 فرهنگ انقلابي با تبسم و لبخند  آرامش نه تنها به نظاره فقر و فساد و تبعيض نمي­نشيند بلكه پرده از چهره كريه و خشن و جنايت­بار چنين لبخندهايي كنار مي­زند.

فرهنگ انقلابي، آرامش در حضور ظلم و قرار در برابر " كظه ظالم و سغب مظلوم" را نه نشانه فرهيختگي و اعتدال و عقل و علم و كارشناسي و ... كه قرينه­اي بر فساد و فسق مي­داند چرا كه در قاموس فرهنگ انقلابي " اخذالله علي العلماء ان لا يقاروا" و آگاهان و فرهيختگان بيقرارانند و هر چه فرهيخته­تر بيقرارتر.

در كداميك از دستگاه­هاي فكري و فرهنگي كشور، استراتژي "بيقراري در برابر كظه ظالم و سغب مظلوم" در دستور كار است؟

 

******

مي­گويند فرهنگ انقلابي فرهنگ سفارشي است و از سفارش و دستور و بخشنامه فرهنگ در نمي­آيد و نگاه ابزاري به فرهنگ جواب نمي­دهد.

آيا پمپاژ محصولات هاليوود و باليوود و كن و سولقان و ... به جامعه ايراني نيز از همين نگاه و رويكرد سرچشمه گرفته است؟

چگونه است كه فرهنگ به هر ايدئولوژي و مرام و مدير و مالك و باند و شركت و گروه و غيره­اي مي­تواند سرويس بدهد و چون نوبت به مبناي انقلاب و نظام اسلامي يعني اسلام انقلابي مي­رسد آسمان مي­تپد و دهها نظريه دقيق آكادميك در نقد فرهنگ سفارشي به ميدان مي­آيد؟

از سامسونگ و ال­جي تا كميته امداد تا كاخ سفيد تا وزارت نيرو تا سازمان صنايع دستي تا روابط عمومي مركز فرش ايران تا ستاد مبارزه با مواد مخدر تا نيروي انتظامي تا يونيسف و فائو تا ستاد اقامه نماز و .... همه و همه مي­توانند از كارگردان­هاي درجه يك سينما تا داستان­نويس­هاي تازه­كار شهرستاني تا محققان و پژوهشگران مبرز حوزه و دانشگاه تا گرافيست­هاي آتليه­هاي پايتخت تا خانم­جلسه­اي­هاي همايش­هاي زنانه تا روزنامه­نگارهاي مدرن و سنتي و غيره و غيره را به خدمت بگيرند و سفارش بدهند و حاصل كار هم به قول خودشان، آثار ماندگار، درخشان، تحسين­برانگيز، موثر، فرهنگساز و ... از كار دربيايد، اما سخن از پيام امام(ره) به هنرمندان كه به ميان مي­آيد چهره­ها درهم مي­رود و ابروها به منتها اليه پيشاني نزديك مي­شود و درددل­هاي مديريت فرهنگي آغاز مي­شود كه " اي آقا! نيستيد ببينيد ما از دست يك مشت آدم سطحي­نگر ِ ظاهربين با اين نگاه­هاي ابزاري­شان به فرهنگ و هنر و ... چه مي­كشيم. نمي­شناسند آقا! نمي­دانند! فكر مي­كنند كار فرهنگي به همين آساني است. پيچيدگي­هاي مقوله فرهنگ را درك نمي­كنند. لوازمش را نمي­دانند. حالا حضرت امام يك چيزي فرموده­اند. بايد ديد مقدمه­اش چيست. موخره­اش چيست. اصلاً مگر آرمان­هاي امام در همه حوزه­ها محقق شده كه شما انتظار داريد توي اين حوزه هم شده باشد؟ البته قبول دارم. بايد كار كرد. كار جدي. قوي. وسيع. در مورد همين پيام امام ده تا سمينار هم گذاشته بشود كم است. اينقدر اين پيام جاي كار دارد! بايد تعاريف دربيايد. معاني مشخص بشود. به روز بشود. نظرات مختلف مطرح بشود. جمع­بندي بشود. در كميسيون­هاي تخصصي راهبردي بشود. كاربردي بشود.

آقا مقوله فرهنگ، پيچيده است. ظريف است. لطيف است. ببخشيد يك لحظه. خانم منشي شماره سامسونگ را بگيريد ببينيد چك سوم را كي مي­دهند؟ سريالشان نمي­رسدها. بله عرض مي­كردم. مقوله فرهنگ پيچيده است، ظريف است، نبايد مثل كمونيست­ها دنبال يك فرهنگ سفارشي مصنوعي ابزاري باشيم."

 ******

از كمترين چيزهايي كه درمورد فرهنگ انقلاب اسلامي مي­توان گفت اين است كه يك فرهنگ انقلابي است. شاخص­هاي فرهنگ انقلابي چيست؟

و مديريت­هاي بخش­هاي مختلف فرهنگي كشور چقدر تجليگاه اين شاخص­ها هستند؟ و اگر نيستند چرا و چگونه مديريت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته­اند؟

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:48 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

خبرگزاري فارس: جمعي از طلاب تهران، طلاب و دانشجويان عدالتخواه اهواز و جبهه فرهنگي انقلاب دانشگاه شيراز با انتشار بيانيه‌هاي جداگانه نسبت به توقيف مجله سوره اعتراض كردند.

در نسخه نمابر شده بيانيه طلاب تهران به خبرگزاري فارس آمده است: چشمان ما ديگر بر خطوط مجله‌ايي از سرچشمه‌هاي فكري شهيد آويني راهي ندارد! ...بله؛ سوره تعطيل شد. چهره معتقدان و طرفداران و عاملان به ارزش‌هاي اسلامي متاثر شد.
تاثري كه خرده‌ايي عظمي بر خرد و كلان اموراجرائي سازمان تبليغات اسلامي در نهان خود دارد. سازماني كه تاكيد بر ارزش‌هاي اسلامي و ديني جزو رسالتش مي‌باشد، براي نشريه‌اي كه به دنبال تعميق بخشي اين مسير تبليغي ارزشمند است، عرصه‌ايي سؤال‌دار ايجاد مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:25 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

سوره را می خواندم و با آن زندگی می کردم . امروز سری به آرشیوم زدم . تلاش کردم برای لحظاتی تعلقم به سوره را که همانند چشمم عزیز می داشتمش کنار بگذارم و با نگاهی بیطرف ببینمش و درباره اش نظر دهم . هرچه گشتم و فکر کردم کمترین قرینه و علامتی برای آنچه به آن متهمتان کرده بودند ، نیافتم .
سوره می توانست کلاسی باشد برای امثال "بنیانیان " که بیاموزند فرهنگ یعنی چه و ادبیات متعهد یعنی چه و نقد یعنی چه که زدند و ناکارش کردند . امید داشتم که همنشینی او و مدیرانی شبیه به او -که به اعتقاد من هنوز تعاریفشان از فرهنگ برای خودشان هم روشن نیست - با اصحاب فرهنگ در تحریریه سوره ، امروز که نه ، اما شاید برای سال های بعد نوری بر دلهاشان که کوچکترین همسایگی و قرابتی با مقوله فرهنگ نداشت، بتاباند. بگذزیم. چه دارم می گویم من، که فرهنگ بیش از آنکه اکتسابی و آموختنی باشد ، باید جوهره اش در ذات آدم ها باشد . حرف دیگری نمی ماند جز آنکه بگویم لیاقت شما را نداشتند .

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:30 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

به نقل از روزنامه ایران: 

گروه فرهنگ و هنر ـ مسعود فراستى، يك منتقد سينمايى، درباره توقف انتشار ماهنامه «سوره» گفت: دوجبهه متحجران و روشنفكرنمايان موافق سوره نيستند و فشار براى توقف انتشار سوره از سوى اين دو جناح است.
فراستى در گفت وگو با فارس افزود: سوره با روشى بسيار اصولى به نقد مى پردازد و در نقد خودمصلحت انديشى نمى كند پس طبيعى است كه برخى تاب اين نقدها را نداشته باشند. وى افزود: دوستان سوره بايد دور هم جمع شوند و همين نشريه را جاى ديگرى راه بيندازند. محكم و روى همان خطى كه پيش گرفته بودند و مسلم بدانند هم تعداد كسانى كه با آنها همكارى مى كنند، بيشتر خواهد شد و هم مخاطب بيشترى پيدا خواهند كرد. از اين نظر بسيار خوش بين هستم.
 
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:1 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

جناب آقاي مهاجراني!‌
تمام تلاش سوره اين بوده است كه باطن مشترك اسلام آمريكايي را در جلوه‌هاي مختلف فرصت‌طلب، محافظه‌كار، ظاهرگرا و ... به چشم مخاطبان بياورد. اگر شما با هديه گرفتن يك «خود» نويس از يك كارگردان به هيجان مي‌آييد و كارتابل‌هاي وزير ارشاد جمهوري اسلامي را روي زمين مي‌ريزيد تا به رؤياي شيرين «خود» فرو برويد، نويسندگان سوره سال‌هاست كه با الهام از امامي كه بزرگ‌ترين هنرمند تاريخ ايران است به جنگ فاستوس‌هايي آمده‌اند كه چون خار در چشم انقلاب فرو رفته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 13:52 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

سوره را می خواندم و با آن زندگی می کردم . امروز سری به آرشیوم زدم . تلاش کردم برای لحظاتی تعلقم به سوره را که همانند چشمم عزیز می داشتمش کنار بگذارم و با نگاهی بیطرف ببینمش و درباره اش نظر دهم . هرچه گشتم و فکر کردم کمترین قرینه و علامتی برای آنچه به آن متهمتان کرده بودند ، نیافتم .
سوره می توانست کلاسی باشد برای امثال "بنیانیان " که بیاموزند فرهنگ یعنی چه و ادبیات متعهد یعنی چه و نقد یعنی چه که زدند و ناکارش کردند . امید داشتم که همنشینی او و مدیرانی شبیه به او - که به اعتقاد من هنوز تعاریفشان از فرهنگ برای خودشان هم روشن نیست - با اصحاب فرهنگ در تحریریه سوره ، امروز که نه ، اما شاید برای سال های بعد نوری بر دلهاشان که کوچکترین همسایگی و قرابتی با مقوله فرهنگ نداشت ، بتاباند . بگذزیم .ا چه دارم می گویم من، که فرهنگ بیش از آنکه اکتسابی و آموختنی باشد ، باید جوهره اش در ذات آدم ها باشد . حرف دیگری نمی ماند جز آنکه بگویم لیاقت شما را نداشتند

 

بسم الله
تو وبلاگ قبلی هم گفتم
1. غلط میکنن سوره رو توقیف کنن
2. سوره متعلق به خانواده شهدا و بچه مسلموناست جرات دارن بیان از خودمونم بگیرنش
3. اگر اینطوریه مخفیانه سوره درمیاریم ولی ساکت نمینشینیم
4. به قول اون پیر سفر کرده خدا رو شکر که دشمنان ما رو از احمق ترین گروه قرار داد که .... که فکر میکنن میتونن صدای حقانیت رو خفه کنن
5. لعنت به قوم ظالمین

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 13:45 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

یک روز سرِ نیزه­ی بدعت، سوره

یک روز سری... نیزه ... تلاوت، سوره

این شور ابوذرانه هم­شانه­ی توست

ای خانه­نشین! چه بوده جُرمت؟ سوره!

 

 

بایست که وارسی کنندت، فرهنگ!

تا خوشگل و مجلسی کنندت، فرهنگ!

این دکترها خیر تو را می­خواهند

بگذار مهندسی کنندت، فرهنگ!

 

ای محرومان! ز شوق پرواز کنید

یک زندگی جدید آغاز کنید

بستند درِ سوره، از این امروز به بعد

ماهی سیصد تومن پس انداز کنید!

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 21:3 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

از: وبلاگ بیداری

«خاموشی» چراغ « سوره » را خاموش کرد. این را که می نویسم نه تحت فشار کامنت نویسان هوادار سوره و نه مطلبی برای رفع مسئولیت است. از همان زمان که بنیانیان دستور به توقف سوره داد در صدد نوشتن مطلبی بودم اما واقعیت این است که نمی دانستم چه بنویسم. از چه بنالم و از که ... نه اینکه «سوره» بی عیب بود و «وحید جلیلی» حق مطلق ، اما خدا را آقای خاموشی! خدا را آقای بنیانیان ! روا بود که یکی از معدود تریبون های بچه حزب اللهی های عدالتخواه اینگونه به محاق توقیف رود؟!

به راستی جرم سوره چه بود؟ جز اینکه ابوذر وار ، با ادبیات بچه های انقلاب و از منظر تفکر امام (ره) و رهبری به نقد دستگاه ها و مدیران نظام می پرداخت؟ آیا روا بود به جرم نقد سطحی نگری و سیاسی کاری حاکم بر برخی برنامه های صدا و سیما ، یادگار سید مرتضی آوینی اینگونه به مسلخ برده شود؟

چگونه روزنامه «تهران امروز» که عالم و آدم آگاهند صاحب امتیاز آن سازمان تبلیغات بوده ، بی سر و صدا به پرویز اسماعیلی - مدیر عامل خبرگزاری مهر - واگذار می شود و خروار خروار پول بی زبان تبلیغات اسلامی(!) برای آن هزینه می شود تا نویسندگان سابق روزنامه های زنجیره ای در آن علیه دولت مورد تایید رهبری قلمفرسایی کنند ، اما آنگاه که بچه حزب اللهی های سوره ، یک قلم نقد بحق از برخی دستگاه ها می کنند اینگونه توسط اعاظم تبلیغات اسلامی رو به قبله شده و از آن بدتر به سوء استفاده از مقدسات متهم می گردند؟! آقای خاموشی این تذهبون...

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 21:0 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

قشر دانشجويي مخاطب نشريه سوره انتظار دارد كه دلايل و روندهايي كه منجر به تعطيلي سوره شد، به طور شفاف و روشن در جمعي دانشجويي مورد موشكافي دقيق و علمي قرار گيرد. چرا كه رويه شدن اين سنخ برخوردها براي مديران فرهنگي، خطر بزرگي براي انحراف و محو فرهنگ و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي را فراهم مي سازد و عرصه فرهنگ را تبديل به قتلگاهي براي معتقدان و دغدغه مندان عرصه حفظ فرهنگ انقلاب خواهد كرد.

لذا از مدير مسئول نشريه و رئيس حوزه هنري سازمان تبليغات جناب «آقاي بنيانيان» و سر دبير محترم نشريه «آقاي وحيد جليلي» دعوت مي‌كنيم تا با حضور در ميزگردي علمي در جمع دانشجويان واساتيد يكي از دانشگاه‌ها ، آزادانه و فارغ از تعصب به طرح نظرات و ديدگاه‌هاي خود پرداخته و همچنين با ديدگاه‌هاي طيف جوان و دانشجو مخاطب نشريه بي‌واسطه آشنا شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:58 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 
چندی پیش یکی از رفقای به شدت حزب اللهی را بعد از مدتها دیدم, با چند سوال پراکنده سعی کرد مرا محک بزند و بفهمد که آیا هنوز همان آدم سابقم یا اقتضائات ناخوانده ی روزگار مرا هم به انفعال و غفلت کشانده , دست آخر انگار به سوال اصلی و کلیدی خودش رسیده باشد پرسید: " بگو ببینم سوره می خونی یا نه؟"

سوره برای خیلی از ما نشانه ی تذکر دائمی آرمانهای حقیقی انقلاب بوده, احساسی که رد قلم آسمانی شهید آوینی روی ذهن و قلبمان به یادگار گذاشته, علت بی مهری به سوره انتقادهای صریح از وضع فعلی نهادهای فرهنگی کشور یا زیر سوال بردن متهورانه ی مسولان یا هر چیز دیگری که باشد برای من یادآور این آرمان تاریخی مقلدان خمینی کبیر است که "باید خواب راحت را از چشم مسوولان بگیریم تا حقیقت اسلام تجلی کند".

وحید یامین پور- مدیر گروه اندیشه رادیو جوان

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:56 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

اعضاي تحريريه سوره با ارسال يادداشتي به خبرگزاري فارس بخشي از مصاحبه رييس حوزه هنري را «خلاف واقع» دانسته‌اند.

متأسفانه اين ادعا هيچ تطابقي با واقعيت ندارد چرا كه اولا تشكيل شوراي مشاوران (راهبردي) در نامه شماره 840287 در مورخ 5/10/85 سردبير به آقاي بنيانيان پيشنهاد شده است كه اصل آن مطمئنا در دبيرخانه دفتر رياست محترم حوزه هنري موجود است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 19:38 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

آفتاب: «عماد افروغ» رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس از برخوردهای انجام‌شده با برخی رسانه‌های منتقد درون جناح اصولگرا در هفته‌های اخیر انتقاد کرد. انتقادات افروغ به دنبال انتشار اخباری مبنی بر توقف انتشار ماهنامه «سوره» وابسته به حوزه هنری مطرح می‌شود. بنابراین اخبار، «حسن بنيانيان» رئيس حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی در نامه‌ای به اعضای تحريريه ماهنامه «سوره» دستور توقف اين مجله را صادر كرده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 19:33 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

نمردیم و نقد علمی ودینی را هم فهمیدیم یعنی چی؟!!!!!!!

 وقتی طلبه سیر جانی را به علت افشا گری در مورد زمین خواری دستگیر کنند

وقتی شهرام جزایری به راحتی همه مملکت را سر کار می گذارد

باید سوره را  هم تعطیل کنند تا قطعات پازل جفت وجور شوند

مگر اکثر مقالات و مصاحبه های سوره با  اساتید دانشگاه و صاحب نظران فعال در خود حوزه هنری نبود

مگر همه کارهای سازمان تبلیغات علمی بود که این یکی علمی نبود

مگر فیلمهایی که حوزه هنری می ساخت دینی بود

دانشکده های سوره را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را !!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 18:9 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

حسن بنيانيان، رئيس حوزه هنري در گفت‌ وگو با خبرنگار فارس درباره تعطيلي نشريه سوره گفت: با توجه به اين نكته كه مخاطبان ماهنامه سوره جوان و تحصيلكرده هستند و حوزه هنري نهادي است كه از بودجه بيت‌المال استفاده مي‌كند، بايد نقدها گرايش علمي و ديني داشته باشند.!!!!!!
وي ادامه داد: برخي از مقالات و نقدهاي رسيده كيفيت علمي نداشته و به همين دليل پيشنهاد يك شوراي راهبردي را داده‌ايم تا مقالات و نقدها را بخوانند و سپس در ماهنامه چاپ شود.برخي از دوستان اين موضوع را نپذيرفته و اقدام به نگارش نامه‌اي كرده‌اند.
بنيانيان با بيان اين مطلب كه تا تشكيل شورا، ماهنامه متوقف شده و بعد از تشكيل اين شورا انتشار مجله ادامه مي‌يابد.
اين مدير اظهار داشت: توقف اين نشريه به معناي بار منفي كه در مطبوعات وجود دارد،نيست و بنده به عنوان مدير مسئول مي‌خواستم به نشريه كيفيت داده و اين شورا به وجود بيايد.اين تعطيلي به بحث‌هاي حاشيه‌اي كشيده شده كه درست نيست.
وي اظهار داشت:اين توقف كوتاه مدت يك پديده عادي مديريتي است و ما نه با سردبير و هيچ فردي مساله‌اي نداشتيم و با تشكيل زود هنگام شورا نشريه منتشر مي‌شود. !!!!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 17:52 توسط جبهه فرهنگی دانشگاه شیراز |

 

تبادل لینک لوگو وبنر با همه سایتها;